السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا(ع)

راستش نمی دونم تا حالا شده به الطاف امام رضا(ع) نسبت به خودتون فکر کرده باشین یا نه؟

یادمه قدیمه ها با خودم دعا می کردم آقا بهم توفیق بده روزی خادم حرمت بشم یادمه ۱۵ ساله بودم تو تابستون سال ۷۷ بود که خادم حرمش شدم. کم کم بزرگ تر شدم باز می گفتم آقا بهم کربلا بده یادمه سال ۸۱ اولین بار عازم کربلا شدم

بزرگتر که میشدم از ذهن خودم از آقا گنده تر می خواستم و اینبار می گفتم آقا بهم مکه و مدینه بده یادمه سال ۸۵ و ۸۷ عازه حرمین شرف مسجد النبی و مسجد الحرام شدم

تو همون سالها بود که هی می گفتم آقا تولیت حرمت رو بده. و دلم واسه کربلا بدجور تنگ شده بود که دو باره سال ۸۹توفیق زیارت کربلا رو بهم داد. یادمه قطعه صوتی رو گوش میدادم و توش سخنران می گفت که هر چه تو راه کربلا هزینه کنی بهت میدن، اینبار من هزینه که نکردم هیچ، هدیه ای جداگانه هم بمن دادند. و یادمه حدود آذر ماه ۸۹ بود که خاطره ای از آقای حاج علی اکبری شنیدم که ایشون به دوستانشون گفته بودند دعا کنید آقا امام رضا(ع) تولیت فرهنگی آستانش رو بهتون بده و از اون روز اینم به دعاهام اضافه شد. که..........

که اینبار در ۲۱ اسفند ۸۹ بود که بهم خبر دادند قراره برم فرهنگسرای زیارت و بشم ..........

اونجا هم خادم امام رضا(ع)

این ها رو ننوشتم که خودستایی کنم

نوشتم تا همیشه جلوی چشمانم باشه و ببینم که

چقد آقا بمن لطف کرده و من.............

اومدم تا ببینم لحظه عاشق رو

به دلم افتاد بود، صدا زدین آقا منو

دل تنهامو آوردم، با یک دنیا دل خوشی

کمتر از آهو که نیستم، میشه ضامنم بشی

اومدم همسایه های پا پرت رو دون بدم

دلمو رو دست بگیرم تا بهت نشون بدم

روبروی گنبدت سجده کنم سلام بدم

خسته نیستم اگه من از راه دوری اومدم

بگم آفتابی و عاشقم، درست مثل جنون

با همون لهجه دریایی که میدونی تو خوب 

دعایم کنید رو سفید شوم........................