تخريب هاي جديد عليه مديريت شهري

در سايه تخريب شهردار تهران، هدف نهايي اين جريانات، ناكارآمدي و عدم مطلوبيت عملكردي مجموعه اصولگرايي را نشانه رفته است و از اين رو تمامي نيروهايي كه به عنوان اصولگرا ناميده مي‌شوند مي‌بايست از اين رويه خطرناك جريانات سياسي فوق الذكر احساس خطر كرده و با برنامه‌ريزي دقيق اقدامات غير اخلاقي آنان را خنثي كنند!

«تخريب، بي‌اخلاقي سياسي و ‌اهانت.» اين واژه‌ها به همان اندازه كه در قاموس سياسي مردم كشورمان نامأنوس بوده و محلي از اعراب ندارند، متاسفانه به ادبيات مسلط برخي گروه‌ها و جريان‌هاي سياسي بدل شده اند! تخريب‌ها و هجمه‌هاي غير اخلاقي جريانات سياسي و رسانه‌اي دولتي، فتنه گران و برخي جريانات تندرو عليه شهرداري تهران اگر چه مسئله جديدي نيست اما به جرات مي‌توان گفت كه در طول تاريخ سياسي كشورمان بي‌سابقه بوده است! تنها توجهي سطحي به حجم بي‌اخلاقي‌هاي سياسي صورت گرفته عليه شهردار تهران و بخصوص در جريان انتخابات مجلس شوراي اسلامي به وضوح ما را به مقاصد بعدي تخريب‌گران هدايت مي‌كند. جريانات سازمان يافته‌اي كه از مدت‌ها پيش فضاي سياسي كشورمان را به مباحث تند و بيهوده انتخابات رياست‌جمهوري وارد نموده و خلاف توصيه‌هاي هميشگي رهبر معظم انقلاب، وقت و فضاي سياسي كشورمان را در اثناي اين مباحث زود هنگام به هدر مي‌دهند، طي مجموعه اقداماتي هماهنگ عليه شهردار تهران وارد عمل شدند. فاز تخريبي اين پروژه‌ها در مقاطعي به نحوي گسترده شد كه بسياري از مسئولين و بزرگان كشورمان را به واكنش واداشت! هماهنگ با اقدامات ايذايي جريانات خاص داخلي، همراهي و همگامي اپوزيسيون خارج از كشور در اين بي‌اخلاقي‌ها و اهانت‌ها، ماجراي فوق را جالب‌تر نمود! اما آنچه در جريان سيلاب اخير تهران و ‌انتخابات مجلس شوراي اسلامي به وقوع پيوست تنها بخش كوچكي از ابعاد اين پروژه وسيع تخريب‌هاي سازمان يافته به‌حساب مي‌آيد. چه آنكه برآوردها نشان مي‌دهد كه اين بد اخلاقي‌ها با ورود زود هنگام برخي جريانات تندرو و همچنين تحركات جديد اصلاح‌طلبان براي انتخابات رياست‌جمهوري 92 روند آغازين خود را طي كرده و از اين به بعد فاز اين بداخلاقي‌هاي سياسي و تخريب‌ها ابعاد وسيع‌تري به خود خواهد گرفت!

 

فاز جديد تخريب ها

انتخابات مجلس شوراي اسلامي را مي‌توان به عنوان نقطه آغازين فاز جديد تخريبي جريانات خاص سياسي عليه شهرداري تهران برشمرد. در جريان شروع روند سياسي انتخابات مجلس شوراي اسلامي و آغاز تبليغات كانديداها، برخي جريانات سياسي و رسانه‌اي اتهامات و تخريب‌هاي ناروايي را عليه مجموعه شهرداري تهران تكرار كرده و جالب آنكه خط اين تخريب‌هاي رسانه‌اي به صورت مداوم در رسانه‌هاي جريانات ساختار شكن بيروني دنبال مي‌شد! نكته‌اي كه در اين بين تمايز اساسي خط جديد تخريب‌ها را با بي‌اخلاقي‌هاي گذشته روشن مي‌ساخت، تخريب مجموعه اصولگرايي هم‌راستا با تخريب شهردار تهران بوده است! بي‌اخلاقي‌ها و اهانت‌هاي صورت گرفته عليه جبهه متحد اصولگرايان و بسياري از بزرگان اصولگرا اثباتي بر اين مدعاست! در اين بين وقوع سيلاب بي‌سابقه اخير تهران به صورت صريح‌تري استراتژي‌ها و سازماندهي‌هاي خاص تخريب گران را روشن ساخته و هجمه‌هاي بي‌سابقه‌اي كه در اين اثنا عليه مجموعه شهرداري و مترو تهران صورت گرفت. فرماندهي اتاق جنگ و تخريب جريانات سياسي مذكور را برملا كرد! در جريان اين حادثه كه بنا بر اقوال بسياري از كارشناسان و همچنين مسئولين، ناشي از قصور و كم كاري صورت گرفته در مناطق تحت مسئوليت دولت بود، مثلث فتنه‌گران،‌كاسبين فتنه و همچنين دولتيان به صورت هماهنگ سيلابي سياسي عليه شهرداري تهران به راه انداخته و بي‌رحمانه عملكرد و مطلوبيت عمل شهرداري تهران را زير سوال بردند! اين هجمه‌ها و حملات غير‌منصفانه تا به آنجا ادامه يافت كه بسياري از بزرگان نظام مانند آيت‌الله جنتي و آيت‌الله صديقي به دفاع از شهردار تهران برخاسته و بي‌اخلاقي‌هاي صورت گرفته عليه شهرداري تهران را محكوم كردند.
هماهنگي رسانه‌هايي مانند روزنامه ايران،‌خبرگزاري ايرنا، رجانيوز، بي‌بي سي فارسي و راديو فردا در اين پروژه به نحوي بود كه با انتشار يك خبر مجعول در سايت رجانيوز و يا روزنامه ايران، بلافاصله در رسانه‌هاي معاند خارج نشين مانند بي‌بي سي فارسي،‌راديو فردا و جرس بازتاب گسترده‌اي پيدا مي‌كرد! همين هماهنگي و انسجام جريانات داخلي و خارجي عليه شهرداري تهران بود كه مانع خبر رساني درست به اذهان عمومي شده و بسياري از شايعات و اخبار كذب را در بين مردم رواج داد! اين رويكرد تخريبي بلافاصله پس از مهار سيلاب گسترده در تهران و خارج كردن آب از مترو نيز ادامه پيدا كرده و در حالي كه اقدام جهادي پرسنل شهرداري تهران مورد تقدير گسترده مقامات و بزرگان انقلاب قرار گرفته بود، اين رسانه‌ها با اهداف مغرضانه از پوشش خبري اين اقدام بزرگ ملي خودداري كرده و در مواردي به گزارش‌هاي مجعول گذشته روي آوردند! با اين رويكرد براي همگان روشن شده بود كه فاز جديد تخريب‌ها تازه آغاز شده و پروژه‌اي است كه خط سير مداومي تا انتخابات رياست‌جمهوري سال 92 خواهد داشت!

 

هدف از تخريب‌ها چيست؟

سوالي كه در اينجا پيش مي‌آيد اين است كه تخريب‌ها و بد اخلاقي‌هاي سياسي صورت گرفته عليه شهرداري تهران با چه هدفي صورت مي‌گيرد؟ آيا رسالت تخريبي جريانات سياسي فوق الذكر،‌اهداف مشتركي را دنبال مي‌كند؟ در پاسخ بايد گفت كه كليد حل سوالاتي از اين قبيل به ورود زود هنگام اين جريانات به انتخابات رياست‌جمهوري سال 92 بر مي‌گردد. جريان انحرافي و دولتيان، اصلاح طلبان و اصولگرايان تندرو همگي از ماه‌ها پيش وارد فاز رسانه‌اي انتخابات رياست‌جمهوري شده و در چندين نوبت صريحا از اهدافشان سخن گفتند. از جمله جريان موسوم به پايداري از ابتداي تشكيل ارگان خود بارها بر اين مسئله تاكيد كرد كه هدف نهايي آنان انتخابات رياست‌جمهوري سال 92 مي‌باشد! اين مسئله را هم سخنگو و هم دبير كل ‌اين جريان بارها مطرح كردند! از سوي ديگر طي چند ماه گذشته مباحث درون سازماني اصلاح طلبان در‌خصوص انتخابات رياست‌جمهوري آينده آغاز شده و حتي اخبار جلسات انتخاباتي آنان رسانه‌اي شده است. سخن از كانديداتوري احتمالي عارف،‌جهانگيري و حتي افرادي چون سيد حسن خميني بر اين مبنا طرح شده است! در اين سير استراتژي اين جريانات استفاده از انواع روش‌ها و ابزارها و از جمله تبليغات منفي براي تخريب هر رقيب احتمالي است! اين جريانات هيچ گاه ترس خود را از كارآمدي شهردار تهران و ظرفيت بالقوه وي در كسب جايگاه رياست‌جمهوري پنهان نكرده و در ارگان‌هاي رسمي رسانه‌اي خود گاهي به اين موضوع نيز اشاره داشتند! هم از اين رو بود كه بي‌سابقه‌ترين هجمه‌ها و تخريب‌ها را عليه شهردار تهران روا داشته و با علم به كارآمدي وي، تمام تلاش خود را مصروف اين كرده‌اند كه عملكرد مطلوب وي را زير سوال ببرند!

 

مردم چه تقصيري دارند؟

مردم چه تقصيري دارند؟ ورود زود هنگام مجموعه‌هاي سياسي فوق الذكر به انتخابات رياست‌جمهوري سال 92 كه برخلاف فرمايشات و توصيه‌هاي صريح رهبر معظم انقلاب بوده، اخلالي جدي در روند خدمت رساني به مردم چه از سوي مجموعه‌هاي اجرايي و چه از سوي مجموعه نيروهاي انقلابي پديد مي‌آورد، ضمن اينكه امر مذموم و ناپسندي است، با هدف مستقيم اخلال در خدمت رساني به مردم تهران و همچنين فعاليت‌هاي ديگر شهرداري تهران محسوب مي‌شود! از اين نكته نيز اگر بگذريم،‌اين مسئله نيز پيش مي‌آيد كه چرا جرياناتي كه ادعا مي‌كنند درصدد احياي ارزش‌هاي اسلامي و انقلابي بوده و هدفي جز خدمت‌رساني ندارند، به شيوه‌هاي غيراسلامي و ضداخلاقي براي رقابت سياسي و تبليغات زود هنگام روي مي‌آورند؟ اينجاست كه كلام مقام معظم رهبري در پاسخ به سوال مردم چه تقصيري دارند كاملا راهگشاست: «مردم چه تقصيري دارند؟ آن كسانى هم كه دستى در تبليغات دارند، فضاى سياسى كشور را آشفته نكنند؛ بدگويى از اين، اهانت به آن، معارضه جناح‌هاى سياسى با هم. مردم چه تقصيرى كرده‌اند كه بايستى ذهن آن‌ها به خاطر انگيزه‌هاى مختلف سياسى اشخاص و گروه‌ها و جناح‌ها و مجموعه‌ها، آشفته و مغشوش شود»

 

اين پروژه تازه آغاز شده است

با توجه به آنچه كه ذكر شد ميتوان فهميد كه اين پروژه جنگ رواني و تخريب غير اخلاقي، بخش كوچكي از سناريوي پيچيده جريانات سياسي تخريب كننده بوده و در آينده‌اي نزديك فاز‌هاي متنوع‌تري به خود خواهد گرفت! بر اين اساس از هم‌‌اكنون مي‌توان پيش‌بيني كرد كه كوچك‌ترين تحركات شهرداري تهران در ماه‌هاي آينده زير نظر مجموعه ارگان‌هاي سياسي و رسانه‌اي جريانات تخريب كننده دولتي، اصولگرايان تندرو و همچنين اپوزيسيون خارج از كشور قرار گرفته و اين جريانات براي تخريب مجموعه شهرداري تهران از هيچ ابزار و بهانه‌اي مضايقه نخواهند كرد! همچنين اين نيز قابل پيش‌بيني است كه در سايه تخريب شهردار تهران، هدف نهايي اين جريانات، ناكارآمدي و عدم مطلوبيت عملكردي مجموعه اصولگرايي را نشانه رفته است و از اين‌رو تمامي نيروهايي كه به عنوان اصولگرا ناميده مي‌شوند مي‌بايست از اين رويه خطرناك جريانات سياسي فوق‌الذكر احساس خطر كرده و با برنامه‌ريزي دقيق اقدامات غيراخلاقي آنان را خنثي كنند! خوشبختانه در جريان تخريب‌هاي اخير بخش اعظمي از اصولگرايان و بزرگان اين مجموعه ضمن اعلام برائت از اين تخريب‌هاي غير اخلاقي، با حمايت‌ها و افشاگري‌هاي خود به مقابله با اين روند پرداختند و اين مي‌تواند نشانه خوبي از انسجام مجموعه بزرگ اصولگرايي در برابر خطر فوق و خطرات احتمالي ديگر باشد!