روايتي از بابا نظر ۳۶ ساعت قبل از شهادت، در چهارمين يادواره سردار شهيد نظرنژاد

مي گفت:«آقا باقر! شما که اين همه سال با من بوديد،جايي ديديد که من بترسم؟ ديديد که پشت خاکريز خميده راه بروم؟صداي خمپاره که مي آمد ديديد، من بخوابم؟ وقتي عراقي ها به پشت خاکريز مي آمدند، ترس را در من ديديد؟...»اين جملات را بابانظر گفته بود؛ حدود ۳۶ ساعت قبل از آن لحظه اي که بال گشود و زمين را به مقصد آسمان ترک کرد و حالا اين حرف ها را قاليباف روايت مي کرد، در چهارمين يادوار ه اي که به احترام نام بزرگ بابانظر در شهر ما برپا شده بود.

 دکترقاليباف وقتي مي خواست اين لحظه هاي پنجمين ماه سال ۷۵ را روايت کند، از حال و هواي بابانظر هم گفت؛ از اين که بغض صدايش را احاطه کرده بود و اشک ميهمان گونه هايش بود. از اين که دل تنگي بابانظر آن روز انگار بيشتر از قبل بود. فرمانده سال هاي دفاع مقدس سپاه خراسان اين خاطره را مرور کرد تا بگويد: «شهيد نظرنژاد در شجاعت سرآمد بود.»

دکتر قاليباف شهردار محترم تهران در بخش ديگري از حرف هايش هم ياد سال هاي همراهي با «بابانظر» را زنده کرد. او ياد کرد از روزهايي که با هم همنشين بودند، روزهايي که قبل از اذان صبح به زيارت آقا امام رضا(ع) مي رفتند و بعد هم زائر مزار شهداي شهر در بهشت رضا(ع) مي شدند و آن جا وقتي به محل فعلي مزار بابانظر مي رسيدند، مي گفت: «اگر خدا به عدالت و فضلش عمل کند حق ما شهادت است و اگر من شهيد شدم همين جا بين دوستانم دفنم کنيد.»

مهم ترين ويژگي شهدا

«جواناني که دفاع مقدس را نديده ايد»؛  دکتر قاليباف اين گروه را مخاطب ادامه حرف هايش قرار داد و از مهم ترين ويژگي هاي شهدا سخن گفت: «به نظر من مهم ترين نکته اي که در دوران دفاع مقدس و زندگي شهدا وجود داشت، صداقت و ايثار بود. آن ها هر کاري را که مي خواستند انجام بدهند حتما با اخلاص بود. اصلا آن روزها نيازي نبود که کسي ياد کند و در نظر بياورد که کارش براي رضاي خداست يا ديگري؟ چرا که جز ياد خدا موضوع ديگري در ذهنشان خطور نمي کرد.»

او بعد از اين که صداقت و ايثار را مهم ترين ويژگي معنوي شهدا دانست، براين نکته هم تاکيد کرد که آن سال ها هر چند معنويت در وجود همه حل شده و جوهره افراد الهي بود، اما عقلانيت نيز در اوج بود. قاليباف حرف هايش را با يک انتقاد ادامه داد؛ انتقاد از آن ها که جنگ را صادقانه روايت نمي کنند:«برخي اوقات مي بينم نکاتي گفته مي شود که از جنس بچه هاي جنگ نيست. بچه هاي جنگ اين طور نبودند که اقدامي را بدون محاسبه انجام دهند. آن زمان يک تير هم حساب و کتاب مشخص داشت، چه برسد به جان انسان ها.»او در اين زمينه خاطره اي را هم نقل کرد: «روزي در محفلي با حضور رسانه ها از دفاع مقدس سخن مي گفتيم. خبرنگاري پرسيد: جبهه ها در ماه رمضان چه حال و هوايي داشت. آقايي که من سابقه حضور او در جبهه را نمي دانم آن جا حرف هايي زد و توصيفات ويژه اي بيان کرد. نوبت به من که رسيد گفتم: راستش براي ما ماه رمضان و ماه هاي ديگر تفاوتي نداشت. چون همه در سفر بوديم و نمي توانستيم روزه بگيريم. رزمنده ها نيز به همين صورت اغلب شرايط روزه گرفتن را نداشتند. چون که من آن زمان فرمانده لشکر بودم و مي ديدم که فهرست هزينه هاي آشپزخانه در ماه رمضان با ديگر ماه ها تفاوتي ندارد! البته ما اين را هم بايد بگوييم که در جبهه ها هميشه حال و هواي ماه رمضان حاکم بود. رزمنده ها در تمام طول سال سحرها از خواب بيدار مي شدند و عبادت مي کردند.»

سيره شهدا

ايثار، صفا، صميميت، صداقت و محبت؛ فرمانده سال هاي دفاع مقدس سپاه خراسان اين صفات را به عنوان «سيره شهدا» بيان کرد و اين طور گفت: «امروز هم ما بايد بدانيم که اين ها سنت الهي است. هر جامعه و فردي که با محور عقلانيت و معنويت حرکت کند پيروز است؛ مهم نيست که در عرصه جنگ فعاليت مي کند يا سياست و اقتصاد يا براي کسب روزي حلال. مهم اين است که انسان از سنت هاي الهي فاصله نگيرد...اگر ما امروز در زندگي فردي يا اجتماعي مشکلي را مشاهده مي کنيم به دليل فاصله گرفتن از سنت هاي الهي است. وقتي در عرصه اقتصادي جامعه اي، ربا به عنوان اصل قرار بگيرد، عاقبت روشن، برکت و گره گشايي وجود نخواهد داشت؛ اين جامعه هر نامي هم که داشته باشد تفاوتي ندارد. جامعه اي که بر پايه دروغ، تزوير، ريا و تهمت شکل بگيرد به موفقيت نخواهد رسيد. مال حرام از گلوي هر انساني در هر رده اي که پايين برود اثر وضعي خودش را خواهد گذاشت.»

آينه اي چون لباس خاکي ها...

مراسم چهارمين يادواره سردار شهيد بابانظر پيش از سخنراني دکتر قاليباف چند برنامه ديگر هم داشت. يکي از اين برنامه ها بيان خير مقدم مرتضي نظرنژاد فرزند شهيد بابانظر بود. او وقتي پشت تريبون قرار گرفت حرف هايش را با چند مصرع شعر شروع کرد:نديدم آينه اي چون لباس خاکي ها، همان قبيله که بودند غرق پاکي ها، دليل غربتشان، اهل خاک بودن ماست، نه بي مزار شدن ها، نه بي پلاکي ها، به آسمان که رسيدند رو به ما گفتند، زمين چقدر حقير است، آي خاکي ها...نظرنژاد بعد هم به تمام آن ها که قدومشان توفيق حضور در محفل شهيد را يافته بود، خير مقدم گفت.بعد از او هم «هادي غلامي» دبير ستاد يادواره سردار شهيد نظرنژاد ضمن اشاره به تاسيس ستاد يادواره در سال ۸۹ گزارشي از فعاليت هاي گوناگون اين ستاد ارائه کرد.

ايستاده به احترام شهيد...

بعد از حرف هاي غلامي،«نظام اسلامي» مجري مراسم ابتدا مسئولان و فرماندهان سال هاي دفاع مقدس حاضر در جلسه را به جايگاه فراخواند و بعد هم از خانواده شهيد نظرنژاد درخواست کرد که به جايگاه بيايند. او يک به يک نام برد؛ همسر شهيد، ۳دختر و ۲ پسر شهيد را. وقتي جايگاه تصوير جمع اين خانواده با جاي خالي پدر را مقابل ديدگان حاضران نمايان کرد، حاضران همگي به احترام تمام بزرگي هاي شهيد و خانواده اش ايستادند و با گلبانگ صلوات خود به ساحت شهيد اداي احترام کردند. بعد هم همه دست هايشان به نشان قدرداني از خانواده اي که افتخار داشتن چنين پدري را در دفتر افتخارات خود دارد، سمفوني تقدير نواخت.